X
تبلیغات
ღ㋡دختر شلوغ پلوغღ㋡


ღ㋡دختر شلوغ پلوغღ㋡


از من به شما نصیحت
کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه

بیشتر از همه تنهاست
اون رو تنها نذارید
چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره

 

 

پ.ن: یکی از سرگرمی های پلید من اینه که توی جمع هدفون میزارم گوشم . آهنگ پلی نمیکنم. بعد گوش میکنم ببینم بقیه راجع به من چی میگن
امتحان کنین جواب میده شاید بگین بد جنسه ولی خداییش تا حالا خیلی جواب داده  بچه ها

 

پست ثابت

چت روم یزدیها

http://www.yazdiha.tk/

چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391| 12:22 |نسرین|

این روزا اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن فرار کنید ، قضیه خونه تکونی

جدیه

چهارشنبه دوم اسفند 1391| 20:44 |نسرین| |


تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی

و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی !


پ.ن:دوست جونا میخواستم خبرتون کنم ولی بلاگفا اجازه نمیداد

چهارشنبه ششم دی 1391| 8:47 |نسرین| |

مسابقه پیامکی ایرانسل(هر پیام ۷۵تومان) برنده : هر روز۱ لپ تاپ
سوال ۱: آب خوبه؟ بله
۲: درخت چه رنگ است؟ سبز
۳: آهن سفت تره یا پنبه ؟ پنبه
سوال آخر : شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد
که بود و اون روز تو خلوت خودش به چی فکر میکرد ؟؟؟

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391| 13:42 |نسرین| |

 

- همه اینا به کنار؛ مسکّن از کجا می‌ فهمه ما کجامون درد می‌ کنه

سه شنبه هفتم آذر 1391| 13:6 |نسرین| |

هربار از بیرون میام بابام میپرسه کجا بودی


منم هربار میگم بیرون بودم

بعدش دیگه هیچی نمی پرسه

دوست داره فقط مطمئن شه خونه نبودم !

جمعه سوم آذر 1391| 10:36 |نسرین| |


یکی از فک و فامیلا میگفت :

فیلم عروسیمو برعکس که میبینم

خیلی حال میده،

زنم حلقشو در میاره میده بهم و

 میره خونه باباش


یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391| 12:40 |نسرین| |

سلام دوست جونیا .خوبین؟

ای ی ی ی منم خوبم یعنی اگه خوبم نباشم

وقتی میام پیشتون حالم خوب میشه

اگه گفتین امروز چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟

رو تولد منه

بفرمایین کیک نوش جان کنید

امیدوارم خوشتون بیاد .

راستی دست پخت خودمه ها.

قابل توجه دوستان

چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391| 11:37 |نسرین| |

در یک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت : یک انگشتر مخصوص برای دوست دخترم می خواهم.
مرد جواهرفروش به اطرافش نگاه کرد و انگشتر فوق العاده گرانی و زیبایی که ارزش آن 3 ملیون تومن بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقی زد تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد.
پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت : خب ، ما این رو برمیداریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اونو چطور پرداخت می کنید؟
پیرمرد گفت : با چک ، ولی خب من میدونم که شما باید مطمئن بشید که تو حسابم پول هست یا نه بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شه ، به بانک من تلفن بزنید و تایید اونو بگیرید و بعد از ظهر اون روز همون روز من انگشتر رو از شما می گیرم.

صبح دوشنبه مرد جواهر فروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسبابتون حتی یک ریال هم نیست!!!

پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود.!

پنجشنبه چهارم آبان 1391| 11:4 |نسرین| |

 

یک بازرس دولتی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی ، از یک روان پزشک پرسید: شما  

 چطور  می فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن نیاز دارد یا نه ؟ 

روان پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چایخوری ، یک فنجان و یک  

 سطل جلوی بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که وان را خالی کند. 


بازرس گفت : آهان! فهمیدم ، آدم عاقل باید سطل را بردارد چون
بزرگ تر است... 

روان پزشک گفت : نه ! آدم عاقل درپوش زیر وان را برمی دارد. شما هم مثل اینکه باید بستری  

 شوید می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟ 

شما هم می تونید این تست رو از دوستانتون بگیرید تا بفهمید بیمار است یا خیر؟



پ .ن:دوستان من واسه این پست به هیچ کس خبر ندادم

یکشنبه شانزدهم مهر 1391| 18:22 |نسرین| |


Design